سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
162
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
طلاق كنيز بر شوهر حرام مىگردد بطورى كه حلالشدنش موقوف بر وجود محلل است . پس در ايندو طلاق . تنها طلاق اوّل عدّى بوده و طلاق دومى غير عدّى است . و بعد از وساطت محلّل و طلاق دادن وى دوباره شوهر اوّلش اگر با وى ازدواج نمود و پس از ازدواج دو طلاق به شرحى كه ذكر شد در خارج واقع گرديد كه مجموعا چهار طلاق مىشود دوباره زن بر شوهرش حرام شده و حليّتش نياز به محلل دارد . در ايندو طلاق نيز ، فقط طلاق اوّلش كه در واقع طلاق سوّم مىشود عدّى بوده و طلاق چهارم غير عدّى است . پس تا اينجا شوهر همسرش را چهار طلاق داده كه دوتاى آن عدّى و دوتاى ديگرش غير عدّى باشد حال پس از محلل و طلاق وى اگر شوهر سابق براى بار سوم با وى ازدواج نمود و پس از تزويج دو طلاق ديگر به همان ترتيبى كه ذكر شد وى را بدهد بعد از طلاق دوّم كه در واقع طلاق ششم است كنيز بر شوهرش حرام دائمى و ابدى مىشود كه به هيچ وجه و با هيچ سببى ديگر بر وى حلال نمىشود . پس مجموعا شوهر وى را شش طلاق داده كه سه تاى آن عدّى و سه تاى ديگرش غير عدى مىباشد فلذا همانطوريكه اطلاق نه طلاق عدّى در حرّه بر سبيل مجاز بعلاقه مجاورت يا اقل و اكثر مىباشد در اينجا نيز اطلاق شش طلاق عدّى بنحو مجاز بعلاقه مجاورت مىباشد چه آنكه حقيقتا سه طلاق عدّى مىباشد . البته در اين احتمال رعايت دو محلّلى كه از نظر نص و فتوى